دلو دادم به دست تو گفتم که از پيشم نرو گفتي به من که يارتم تا اخرش کنارتم منم همون که روزو شب ديوونه وار دوست تو بود لعنت به تو که قلب من بازيچه ي دست تو بود
ما که رفتيم ولي يادت باشه ديوونه بوديم واسه تو يه عمر اسير تو کنج اين خونه بوديم ما که رفتيم تو بمون با هرکي که دوسش داري با اوني که پنهوني سر روي شونش ميذاري ما که رفتيم ولي اين رسم وفاداري نبود قصه ي چشماي تو واسه ما تکراري نبود ماکه رفتيم ولي خوب موندي سر قول وقرار خوب رها کردي دستامو توي اول بهار ماکه رفتيم خالا تو موندي و يه عشق جديد ميدونم چند روز ديگه ميشنوم جدا شديد ما که رفتيم ولي مزد دستاي ما اين نبود دل ما لايق اينکه بندازيش زمين نبود ما که رفتيم ولي چشم تو عجب نگاهي داشت جمله هاي پر عشق تو چه وعده هايي داشت ما که رفتيم تو برو دل بده دست ديگري به قول حافظ ما هم داريم يه يار و يه همسفري ما که رفتيم تو بشين زير نگاه عاشقش ارزوم اينه فقط تلف تشه دقايقش ما که رفتيم تو برو دنبال طالع خودت ببينم که سال ديگه کي مياد تولدت ماه که رفتيم تو برو با اون که از راه اومده اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده ما که رفتيم دل نديم ديگه به عشق کاغذي لاا قل مي اومدي پيشم واسه خدافظي
آرزوی من این است زیر سقف این دنیا من برای تو باشم تو برای من تنها با سلام من بهاره 17 ساله هستم,استقلالی به وبلاگم خوش اومدین نظر یادتون نره دوستون دارم