عاشقانه
به خدا وقت خداحافظی ات نیست نرو .... نکند فکرکنی در دل من مهر تو نیست ... گوش کن نبض دلم زمزمه اش چیست نرو!! فاصله را میگویم!! به خیالش تو را از من گرفته اما نمیداند که تو جایت امن است اینجا در قلب من.! امشب همه چیز رو به راه است همه چیز ارام ارام است باورت می شود.... دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یک آرامبخش " تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفته ام ! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ا م ! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ! یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ! تو نگرانم نشو !! همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی ! یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و بی یاد تو ! تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که بی تو بخندم..... یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....! یاد گرفته ام که دیگر عاشق نشوم ! یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم.... و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ... " که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ... این را هم روزی یاد خواهم گرفت " فراموش کردنت را هم روزی یاد میگیریم تو نگرانم نشو !! روزی یاد خواهــم گرفت.. سلام دوستای گلم اینقدر نگین آپ کن خودم تو فکرش هستم حتما آپ میکنم در ضمن شاید پست بعدی آپ آخرم باشه بای خوشا سیلی که میداند به دریا میرسد آخر ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کم طاقتی عادت آن روزهایت بود این سالها برای گرفتن خبری از من *عجیب *صبور شده ای
قلبی داری به وسعت : هفت دریا و هفت آسمان حق داری اگر دلت برایم تنگ نمی شود... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود ويكي نبود .... با خود عهد بستم فراموشت کنم، اما نشد ... او رفت.... ولی بعد از رفتن او بود که احساس کردم ... دیگر هیچ کس را نمی توانم

نفس هایم را در سینه حبس کردم،
پرده ای سیاه به یادت آویختم،
زندگی را فراموش کردم.
خاطراتت را ناباورانه به دور ریختم....
باور کن نشد فراموشت کنم
من خودم از او خواستم برود برای همیشه....
واقعا مثل او دوست داشته باشم
مطمئن باش برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود
و به یک قلب یتیم
که خیالم می گفت: تا ابد مال تو بود
مطمئن باش برو...
تو برو تا راحت تکه های دل خود را سر هم بند کنم
| Design By : Pichak |


